تبلیغات
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین - از موسیقی تا جادو شیطان پرستی در ایران و جهان 1
 
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین
                                                        
درباره وبلاگ

باسلام خدمت شما بازدیدکنندگان عزیز همینطور که همه ی شما میبینید نقش دین و مذهب در جامعه کمرنگ شده و هجوم ادیان و مذاهب دروغین همه روزه دامن گیر جامعه و فرهنگ ما شده امید است با تلاش های شما و کوشش وبلا گ نویسان عزیز فرهنگ ایرانی و اسلام ناب محمدی همچنان پابرجا بماند و تا ظهور مهدی موعود (ع) همه نیز به این مبارزه ادامه دهیم با تشکر
مدیر وبلاگ : حمیدرضا شجاعی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما هدف اصلی این ادیان دروغین چیست؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها





Powered by WebGozar

از موسیقی تا جادو ؛شیطان پرستی در ایران (1)
شیطان‌پرستی در ایران موضوعی است كه به ویژه در سالهای اخیر سخنان بسیاری درباره آن مطرح شده و اخبار زیادی از دستگیری طرفداران آن انتشار یافته است اما واقعیت چیست؟، آیا ما شیطان‌پرستی داریم؟

 

به گزارش جام جم آنلاین،شیطان‌پرستی در ایران موضوعی است كه به ویژه در سالهای اخیر سخنان بسیاری درباره آن مطرح شده و اخبار زیادی از دستگیری طرفداران آن انتشار یافته است اما واقعیت چیست؟، آیا ما شیطان‌پرستی داریم؟ و اصولا، شیطان‌پرستها چه می‌گویند و چه می‌خواهند؟ گزارشی را كه پیش رو دارید در ویژه‌نامه «سراب» ضمیمه رایگان روزنامه جام‌جم كه امروز سه‌شنبه انتشار یافت، به چاپ رسیده است.

 از ابتدای پیدایش انسان تا به حال شیطان‌پرستی به شكل‌ها و گونه‌های مختلف وجود داشته است. به همین خاطر محققان برای تفكیك خصوصیات و ویژگی‌های آنها انواع مختلفی از آن را با نام‌های شیطان‌پرستی دینی، شیطان‌پرستی گوتیك، شیطان‌پرستی فلسفی و ... برشمرده‌اند.

شیطان‌پرستی رایج در دنیا در حال حاضر منسوب به تفكرات شخصی به نام آنتوان زندورلاوی است كه كلیسای شیطان را در سال 1966 بنیان نهاده است.

در حال حاضر شیطان‌پرستی در دنیا توسط 3 دروازه یا بهتر بگوییم 3 عامل یا حامل وارد كشورها می‌شود:

1 - كلیساهای شیطانی

2 - جادوگری

3 - موسیقی بلك متال

ما در ادامه به توضیح یك یك آنها می‌پردازیم و خواهیم گفت كه شیطان‌پرستی توسط كدام یك از آنها به كشور ما وارد شده است و چه خصوصیاتی دارد.

كلیسای شیطان

اولین كلیسای شیطانی را آنتوان زندورلاوی تاسیس كرد. در افكار و عقاید او انسان‌محور و مركز عالم هستی است و این انسان است كه خدا را می‌سازد. او به ولایت كسی یا چیزی با نام شیطان اعتقاد نداشته و انسان را حاكم بر خدا و شیطان می‌داند.

اصول شیطان‌پرستی آنتوان لاوی

1 - در شیطان‌پرستی خدایی وجود ندارد و هر انسانی خود یك خداست.

2 - عدم پرستش شیطان (ابلیس)‌، زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

3 - ضد مذهب بودن، خصوصا مذهبی كه اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

4 - اعتقاد به لذت بردن در حد اعلای آن زیرا تمام لذات در خوشی دنیایی است و این خوشی‌ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای كارهای روزانه آماده می‌كنند.

او قواعد 11گانه و نیز گناه‌های 9گانه‌ای را برای شیطان‌پرستان تنظیم كرده است ولی آنچه مردم بعدها از شیطان‌پرستان در جهان می‌بینند به هیچ‌وجه با این قوانین و گناه‌ها سازگار نبوده بلكه بر ضد آنها است.

مثلا در مورد قتل، تجاوز، قربانی‌كردن، حیوان‌آزاری، كودك‌آزاری و...، آنتوان لاوی آن را قبول نداشته و در فرامین خود آنها را رد كرده است. ولی در حال حاضر مراسم شیطان‌پرستی چیزی به جز انجام این اعمال نیست.

همه اینها نشان از تناقض‌گویی‌های آنتوان لاوی و پیروانش دارد. (در شیطان‌پرستی افكار و عقاید و نظرات در حال تغییر و از نسبیت برخوردار هستند.) البته همه آنها این خصوصیت خود را قبول داشته و به آن معتقد هستند. آنها معتقدند كه چون ما خودمان خدا هستیم پس هر كاری بخواهیم انجام می‌دهیم و این مسخره است كه یك شیطان‌پرست به قانون یا مقرراتی پایبند باشد.

ولی جای تعجب دارد كه اگر آنها خود را خدا و آزاد از هر چیز می‌دانند پس چرا قوانین و مقررات و گناهانی برای پیروان خود ایجاد ایجاد كرده‌اند. تیم برتون جمله جالبی درباره شیطان‌پرستان دارد: شیطان‌پرستی آنارشی احمق‌هاست.

این اختلافات و تناقضات زمینه‌ساز بروز مشكلات زیادی در بین رهبران و پیروان شیطان‌گرایی شده است به شكلی كه در سال 1975 شخصی به نام مایكل آكینو از كلیسای شیطان جدا شد و معبدی را با نام معبد ست‌ بنیان نهاد. او برخلاف آنتوان لاوی به خدایی با نام شیطان اعتقاد داشت.

جادوگری

جادوگری قرن‌هاست كه در غرب (اروپا و آمریكا)‌ طرفداران زیادی داشته است. جادوگران غربی كه تنها عده كمی از آنها اصلا گرایشات شیطانی ندارند، در تلاش هستند تا با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه یا شیاطین، به قدرت‌های ماورایی شیطانی دسترسی یابند. در قرون وسطی عده بسیار زیادی از جادوگران توسط كلیسا سوزانده شدند چرا كه كلیسا معتقد بود آنها در پی ارتباط با شیاطین قادر به دخالت در امور مادی و دنیوی هستند و نیروهای غیرمادی خود را از منابع پلید به دست می‌آورند. در عصر حاضر جادوی سیاه یا همان بلك‌مجیك یكی از اركان و مراسم اصلی شیطان‌پرستان است و در كشورهایی چون انگلستان و آمریكا علاقه‌مندان بسیاری دارد. جادی سیاه به غیر از كلیسای شیطان توسط اساتید خبره در دوره‌های آموزشی و كلاس‌هایی به علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود.

در حال حاضر علت اصلی ورود عده‌ای از جوانان به گروه‌های شیطان‌پرست یادگیری بلك‌مجیك (جادوی سیاه)‌ است. جادوی سیاه از مراسم آیینی آفریقاییان به آمریكا آمده و در حال حاضر بیش از همه جا در كلیساهای شیطانی تعلیم و تحصیل می‌شود. بیشتر وردها و ابزار و مراسمات این نوع جادو دارای علائم و نشانه‌های شیطانی هستند.

در دهه‌های بعد از جنگ جهانی اول فضای اجتماعی اروپا و آمریكا به انواع تبلیغات و ابزار و حتی بازی‌های جادوگری مانند ویجی‌برد آلوده است.

ویجی‌برد كه یك وسیله پیشگویی است در مراسم احضار ارواح استفاده می‌شد تا سال 1967 فروش ویجی‌برد از مناپلی كه پرفروش‌ترین اسباب‌بازی بود بیشتر شد. این خود نشان از استقبال مردم غرب به جادوگری است كه در سالهای اخیر مصداق آن را در كتاب و فیلم‌های مرتبط با جادوگری مانند هری‌پاتر دیده‌ایم.

خوشبختانه جادوگری غربی كه ما آن را بلك مجیك و انواع وسایل دیگر مانند ویجی برد و... می‌شناسیم هنوز وارد ایران نشده و شاید تنها جوانان ما نام آن را از كتاب‌ها یا فیلم‌های هری پاتر شنیده باشند.

موسیقی بلك‌متال

شیطان وقتی كلیساهای شیطان و جادوگری را ناتوان در تبلیغات دید دروازه‌ای دیگر ساخت و آن موسیقی است.

دو دروازه جادوگری و كلیساهای شیطان‌ جهت تبلیغات خود در سطح جهان دارای محدودیت‌های فراوانی هستند. برای مثال كلیساهای شیطان تنها در چند كشور جهان موجود هستند. یا در مورد جادوگری كه تنها كشورهای غربی از آن استقبال كرده‌اند و كشورهای شرقی به خاطر عدم همخوانی زبان آن با فرهنگ شرق اصلا از ان استقبالی نكرده‌اند.

همین مسائل باعث شده كه این دو دروازه در قیاس با موسیقی كمترین مشتریان را برای گرایش به شیطان‌پرستی داشته باشند. حال آن كه در حال حاضر موسیقی بلك متال در همه كشورهای دنیا مخاطب و علاقه‌مند دارد و این به خاطر آن است كه موسیقی، زبانی بین‌المللی دارد و دارای ظرافت‌های هنری فریبنده و اغواكننده است كه می‌تواند به‌راحتی بر احساسات مردم تاثیرگذار باشد.

علت دیگر هم راحتی دسترسی به آن است به شكلی كه به‌راحتی می‌توان آن را توسط همه رسانه‌ها و همه ابزارهای رسانه‌ها در همه جا در اختیار مخاطب قرار داد.

لازم به ذكر است كه این 3 دروازه در دنیا دارای مخاطبان خاص و مخصوص خود هستند. مثلا شیطان‌پرستانی كه از طریق كلیسای شیطان‌ به شیطان پرستی گرایش پیدا كرده‌اند، از همه نظر چه از نظر سن، جنس، نژاد و اهداف، خواسته‌ها و... با شیطان‌پرستانی كه از طریق جادوگری و یا از طریق موسیقی جذب شیطان‌پرستی شده‌اند تفاوت دارند.

البته از نظر تعالیم و اعتقادات نیز كلیسای شیطان و موسیقی بلك متال اختلافات زیادی دارند:

مثلا در مورد كلیسای شیطان، آنتوان لاوی در قوانین 11گانه و آیات 9گانه خود قربانی كردن انسان، قتل، تجاوز، حیوان‌آزاری و كودك‌آزاری را رد كرده است.

در صورتی كه در موسیقی بلك متال همه جور جرم و جنایتی انجام می‌پذیرد و هیچ استثنا و مورد نهی شده‌ای وجود ندارد.

مورد اختلاف دیگر موادمخدر است. مثلا آنتوان لاوی شیطان پرستان را از مصرف آن برحذر می‌دارد و معتقد است مصرف آن برای انسان‌های ضعیف می‌باشد نه انسان قدرتمندی چون یك شیطان‌پرست، در صورتی كه در موسیقی متال اصلا این‌گونه نیست و الان بزرگ‌ترین پایگاه تبلیغاتی مواد مخدر در جهان موسیقی متال است.

لازم به ذكر است كه اگرچه آنتوان لاوی در تئوری‌های خود مسائلی مانند قربانی كردن را رد كرده ولی عملا چه خود او و چه پیروانش پایبندی‌ها را به قوانین و مقررات بیان شده نقض كرده و به آن معتقد نیستند.

اصولا در شیطان‌پرستی هیچ حكم و قانون ثابتی نمی‌توان یافت و همه احكام و عقاید نسبی هستند و اختلاف و تناقض در عقاید و رفتار در بین آنها امری منطقی و طبیعی است.

اگر تناقض‌ها و اختلافات را در كلیسای شیطان‌ بتوان تحمل كرد تناقض و اختلافات در موسیقی بلاك متال بسیار گستردهتر است. چرا كه در آن با توجه به گستردگی مخاطب و تعداد بسیار زیاد گروهها در همه كشورهای جهان، هر كسی ساز خودش را می‌زند.

در این نوع موسیقی جهت بالا بردن تعداد مخاطبان و به‌‌تبع آن میزان فروش كاست‌ها، خوانندگان و نوازندگان دست به هر كاری می‌زنند و هر كلیپی كه بخواهند و بتوانند بسازند می‌سازند و به هیچ‌كس و هیچ چیز مقید نیستند.

موسیقی بلك متال، متال مخلوطی از موسیقی و نمایش است برای همین معمولا گروه‌ها علاوه بر ارائه موسیقی خود، اعمال و رفتار نمایشی نیز ارائه می‌دهند.

برای همین صحنه موسیقی این گروه‌ها محل اجرای همه نوع نمایشی شده است مثلا یك گروه بر روی صحنه خودزنی می‌كند، گروه دیگر خونخواری می‌كند، گروه دیگر مرده‌خواری و همین طور اعمالی مانند: منفجر كردن حیوان با دینامیت، نصف كردن یك زن با اره (حقه‌های نمایشی)،‌ آتش زدن انسان، آتش زدن انجیل، انجام اعمال جنسی منحرفانه و ... البته عجیب و غریب بودن این گروه‌ها فقط در دكور و مسائل نمایشی نیست بلكه در محتوا نیز به همین صورت می‌باشد.

مثلا خواننده‌ای خود را ضد خدا معرفی می‌كند، خواننده‌ای دیگر خود را ضد دین، دیگری ضد انسان و همین طور ضدهایی مانند: ضد دنیا، ضد قانون، ضد زن، ضد جنگ، ضد دولت و ...

مثلا خواننده‌ای كه خود را  ضدبشر معرفی می‌كند سعی می‌كند در اشعار یا كلیپ‌های خود این تفكر را تبلیغ كند كه مثلا ما باید خودكشی كنیم، یا این كه باید نسل بشر را از بین برد یا این كه پدران و مادران نباید ما را به وجود می‌آوردند و ...

البته عموما این افكار كمتر توسط نوازندگان و خوانندگان به مرحله اجرا درمی‌آیند و بیشتر توسط مخاطبان آنها  عملی می‌شوند. خواننده یا نوازنده بعد از اجرا سوار لیموزین خود شده و به ویلای خود می‌‌روند اما این مخاطب كم‌سن و سال آنهاست كه تحت تاثیر افكار یا كلیپ‌ها قرار گرفته و آسیب‌هایی را برای خود و جامعه پدید می‌آورد البته پاره‌ای از این تفكرات عملی شده‌اند. مثلا ضدزن‌ها اقدام به دزدیدن یا كشتن دخترها و زن‌ها كرده‌اند یا ضدبشرها اقدام به خودكشی دسته‌جمعی كرده‌اند، یا ضدمسیحی‌ها اقدام به آتش زدن كلیساها یا كشتن كشیش‌ها كرده‌اند. مثلا در مورد اخیر خواننده‌ای به نام ورك ویكرنس كه از شهرت جهانی برخوردار است و همه او را با نام بارزام می‌شناسند، در سال 1992 اقدام به آتش زدن چند كلیسا از جمله كلیسای فانتوف كرد. او بعد از این اتفاق دستگیر و روانه زندان شد و در حال حاضر نیز دوران محكومیت خود را سپری می‌كند.

البته لازم به توضیح است كه همه گروه‌های موسیقی متال، شیطانی نیستند بلكه حتی تعداد انگشت‌شماری گروه‌های معتقد به خدا نیز در آنها  پیدا می‌شود. یا این كه بعضی از گروه‌ها مانند متالیكا نیز وجود دارند كه در اشعار خود مسائل و مشكلات اجتماعی و سیاسی روز را مطرح می‌كنند، مثلا در این مورد آلبوم «و عدالت برای همه» متالیكا قابل توجه است. حتی تعدادی از گروه‌های متال نیز وجود دارند كه در اشعار خود علیه ظلم و فساد دولت‌های مستكبری مانند آمریكا و اسرائیل سخن رانده‌اند.

مثلا گروه سپولترا، كلیپی با نام «سرزمین» ساخته كه در آن از ظلم اسرائیل علیه ملت فلسطین سخن گفته است . البته بخش قابل توجهی از این موسیقی را كلیپ‌ها و آهنگ‌های ضدجنگ تشكیل می‌دهند.

موسیقی متال در ابتدای شكل‌گیری آن، برخلاف زمان حال نوعی موسیقی ضد جنگ بوده كه تم اصلی آن مبارزه با دولت آمریكا و جنگ‌طلبی‌های آن بوده است. این موسیقی در ابتدا پیام‌آور صلح و دوستی بوده است.

موسیقی متال خود دارای زیرسبك‌های مهمی مانند هوی‌متال، دث‌متال، تراش‌متال، بلك متال و انواع زیرشاخه‌های دیگر است. موسیقی هوی‌متال نسبتا از نظر محتوایی نسبت به سبك‌های دیگر ملایم‌تر است ولی از جنبه كفر و شرك هیچ سبكی به پای بلك‌متال نمی‌رسد.

موسیقی بلك‌متال در دنیا بزرگ‌ترین پایگاه تبلیغاتی شیطان‌پرستی است به حدی كه حتی جادوگری و كلیسای شیطان نیز به پای آن نمی‌رسند.

شیطان‌پرستی در ایران

شیطان‌پرستی در ایران تنها از طریق موسیقی بلك‌متال طرفدارانی را جذب خود كرده است و دلیل گرایش برخی جوانان به آن نیز نفوذ این موسیقی به داخل كشور است.

این نوع شیطان‌پرستی از طرف شیطان‌پرستان حقیقی با نام شیطان‌پرستی تفننی شناخته می‌شود؛ چرا كه بعضی از خصوصیات و اصول شیطان‌پرستی كلیسایی را دارا نبوده و بیشتر محصول صنعت موسیقی و جذابیت‌های نمایشی همراه با آن است.

البته ناگفته نماند كه در ایران تعداد كمی شیطان‌پرست واقعی یا كلیسایی نیز وجود دارد كه عموما از نظر سنی بالای 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.

آنها در تلاش هستند برخلاف شیطان‌پرستان موسیقیایی، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ایران و خارج از آن گروه‌هایی هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شیطان‌پرست شناخته می‌شوند. این دسته گروه‌هایی هستند كه رویكرد خاصی به خدا و ادیان دارند و اصلا گرایشات شیطانی ندارند. مثلا گروه‌های ضدمسیحی كه عده‌ای از آنها منكر وجود حضرت مسیح نیستند و با مسیحیت رواج یافته در عصر حاضر مشكل دارند. این گرایش‌ها در مورد ادیان دیگر هم صادق است. در مورد خدا نیز عده‌ای هستند كه اصلا گرایشات شیطانی نداشته بلكه دیدگاه‌های خاصی درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهی كه طبیعت‌پرست هستند و...

بهتر است علاقه‌مندان موسیقی متال را به 2 گروه عمده تقسیم كنیم:

1 - گروهی كه علاقه‌مند به موسیقی متال هستند ولی شیطان‌گرا نیستند. این گروه ممكن است هرگز وارد جریان‌های شیطان‌گرا نشده باشند یا این كه زمانی در گذشته آن هم در سنین جوانی وارد گروه‌های شیطان‌گرا شده‌اند، ولی در حال حاضر گرایشات شیطانی ندارند.

این گروه عموما از نظر سنی، تحصیلات و وجهه اجتماعی در سطح بالاتری از گروه دوم قرار دارند.

این گروه بیشتر از آن كه شیطان‌گرا باشند، افراد فاقد گرایشات مذهبی و عده زیادی از آنها لائیك هستند.‌

این گروه در كشور بیشتر در بین نویسندگان، نوازندگان یا خوانندگان حرفه‌ای این موسیقی دیده می‌شوند و بیشتر فعالیت‌های تبلیغی یا فرهنگی موسیقی متال توسط این گروه انجام می‌پذیرد.

این افراد كمتر در پارتی یا پارك‌ها یا فعالیت‌های گروهی شركت می‌جویند و رفتارهای ضداجتماعی و ضداخلاقی در بین آنها كمتر دیده می‌شود. این افراد بیشتر در حد لباس و مد و تیپ با گروه دوم شباهت دارند و سعی دارند از برخوردهای جلف و نمایشی پرهیز داشته باشند.

2 گروهی كه علاقه‌مند به موسیقی متال و شیطان‌گرا هستند. این گروه به قول افراد گروه اول، غیرحرفه‌ای هستند چرا كه با این موسیقی برخورد محتوایی دارند و بیشتر جذب نمایش‌ها و شوهای همراه با این موسیقی شده‌اند.

موسیقی متال در ایران

موسیقی متال از سال‌ها پیش همزمان با شیوع این موسیقی در دیگر كشورهای جهان در داخل وجود داشته است. برای مثال فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی نشان می‌دهد كه بعد از انقلاب در تهران در سال‌های حدود 1363 كلیپ‌های شیطانی گروه آیرن میدن به فروش می‌رفته است.

به طور جدی این موسیقی از سال‌های 1370 به بعد در داخل (بیشتر تهران)‌ جایگاه ویژه‌ای را بین مخاطبان باز می‌كند.

فیلم سراب محصول روایت فتح، شاهد خوبی برای این ادعاست. در این فیلم نشان داده می‌شود كه حتی خودزنی، یا بی‌دینی یا حتی موسیقی رپ در سال 1372 رواج داشته است.

در فیلم با دختری مصاحبه شده كه او می‌گوید: خدا را قبول ندارد و برای جرایمی كه تا الان مرتكب شده است، اعدام مجازات كمی است. حتی در ادامه تصاویری از خودزنی او كه قبلا نام گروه شیطانیSlayer  را بر روی دستش حك كرده بوده، نشان داده می‌شود.

به طور یقین در آن زمان كلیپ گروه‌های شیطانی همچونSlayer  و آیرن میدن به صورت قاچاقی یا بعدها از طریق ماهواره بین جوانان پخش می‌شده است، البته اگرچه در حدود سال‌های 1370 این موسیقی در كشور رواج داشته ولی شیطان‌گرایی به شكل امروزین آن رواج نداشته است.

منظور این است كه شاید در آن زمان بی‌دینی و دین‌گریزی همراه با مسائل دیگری مثل خودزنی، خونخواری و... به صورت محدود در كشور وجود داشته ولی شیطان‌گرایی به صورت امروزین آن، به شكلی كه مثلا جوانان علاقه‌مند اقدام به راه‌اندازی گروه یا تشكیل میتینگ و پارتی كنند، وجود نداشته است.

در آن زمان این موسیقی بیشتر از آن‌كه با سبك‌های پرخطری مثل بلك متال در كشور رایج باشد، با سبك هوی متال و آن هم گروه‌هایی مثل متالیكا طرفدارانی داشته است.

می‌توان گفت كه جرقه‌های شیطان‌پرستی از زمانی در كشور زده می‌شود كه جوانان در مورد این موسیقی‌ها به وسیله كتاب یا نشریات، تغذیه فرهنگی می‌شوند.

از حدود سال‌های 1373 به بعد كم‌كم كتاب‌ها و نشریات از موسیقی متال سخن می‌گویند تا این كه  از سال‌های 1375 به بعد موج گسترده‌ای از كتاب‌های اشعار این گروه‌ها وارد بازار می‌شود. بعد از انتشار كتاب‌ها چند اتفاق عمده رخ می‌دهد:

1 - اطلاعات علاقه‌مندان نسبت به موسیقی بالا رفته و به صورت سازمان یافته‌تر عمل می‌كنند.

2 - تمایل جوانان برای تشكیل گروه‌های موسیقی و غیرموسیقی بیشتر می‌شود و به عبارتی، علاقه‌مندان در گرایش به این موسیقی همگراتر می‌شوند.

همزمان با انتشار كتاب‌ها، آموزش و یادگیری این موسیقی و به دنبال آن كنسرت دادن و اجرا گذاشتن نیز شروع می‌شود. در كنار انتشار كتاب‌ها و اجرای كنسرت‌هاست كه میتینگ‌های گفتگو یا افرادی مانند لیدر یا سرگروه خود را نشان می‌دهند.

لیدر در گروه كسی است كه از نظر اطلاعات موسیقیایی و اعتقادی یا از نظر داشتن آرشیو صوتی تصویری گروه‌های مختلف موسیقی از بقیه قوی‌تر است. البته در خود علاقه‌مندان اصلا چنین اصطلاحی یا معادل آن وجود ندارد. ولی معمولا در این گروه‌ها علاقه‌مندان تحت نظر فردی به فعالیت می‌پردازند كه واجد یكی از دو خصیصه بالاست. میتینگ‌ها هم جایی هستند برای تبادل نظر یا بحث و گفتگو یا به قول خود علاقه‌مندان محل «كل‌كل كردن»‌.

در میتینگ‌ها علاقه‌مندان به اطلاعات فروشی اقدام می‌كنند و در نشان دادن قدرت خود به اعضا یا گروه‌های دیگر به رقابت می‌پردازند.

محل میتینگ‌ها عموما فضاهای سر باز مانند پارك و ... می‌باشد. این محل‌ها در هر شهر یا منطقه جاهای شناخته شده و مشخصی هستند. محل میتینگ‌ها كه از آنها به عنوان پاتوق هم یاد می‌شود، عموما از طریق نیروهای امنیتی شناخته شده، هستند ولی عملا در این مناطق امكان از بین بردن پاتوق‌ها وجود ندارد. چرا كه برخورد نیروهای انتظامی یا امنیتی موقتی و موضعی است و این برخوردها نیازمند برخورد همزمان از طرف خانواده و مسوولان است.

عموما علاقه‌مندان از طریق اینترنت از زمان و مكان میتینگ با خبر می‌شوند و به صورت آف‌‌لاین یكدیگر را مطلع می‌سازند. بعضی از مواقع تعداد افراد حاضر در میتینگ به 50 تا 150 نفر هم می‌رسد. البته بعضی از میتینگ‌ها در خانه‌های علاقه‌مندان نیز برقرار می‌شود.
 

 





نوع مطلب : از موسیقی تا جادو شیطان پرستی در ایران و جهان، 
برچسب ها :