تبلیغات
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین - چگونگی پیدایش فراماسونری
 
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین
                                                        
درباره وبلاگ

باسلام خدمت شما بازدیدکنندگان عزیز همینطور که همه ی شما میبینید نقش دین و مذهب در جامعه کمرنگ شده و هجوم ادیان و مذاهب دروغین همه روزه دامن گیر جامعه و فرهنگ ما شده امید است با تلاش های شما و کوشش وبلا گ نویسان عزیز فرهنگ ایرانی و اسلام ناب محمدی همچنان پابرجا بماند و تا ظهور مهدی موعود (ع) همه نیز به این مبارزه ادامه دهیم با تشکر
مدیر وبلاگ : حمیدرضا شجاعی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما هدف اصلی این ادیان دروغین چیست؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها





Powered by WebGozar

سال 1960 را می‌توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان‌پرستان در آمریكا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شیطان‌پرستی كه طی سالیان متمادی باستانی همچون یونان ، عراق ، ‌ایران و ... وجود داشته است . هدف این پژوهش بررسی و مطالعه جریان خاص شیطان‌پرستی مسیحی است كه در سال 1960 میلادی رسماً در كشور آمریكا فعالیت خود را به عنوان یك فرقه و مكتب آغاز كرده‌است.

1. تعریف كلی
سال‌های پس از رنسانس را می‌توان به سال‌های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه‌های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف كرد .
پس از برداشته شدن یوق تعالیم متعصب كلیسای كاتولیك از گردن انسان غربی ، چند كنش عمده فكری و فلسفی شكل گرفت كه شرح آن در حوصله این مقال نمی‌گنجد ،‌ لكن آنچه قابل توجه است ، رویكر‌د‌های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمینه‌های شكل‌گیری بسیاری از جریان‌های فلسفی را فراهم آورد.

نكته‌ای كه نباید از ذهن دور بماند ،‌تاثیرات گسترده مكاتب یونانی و شرقی بر اندیشه متفكران غربی است .
در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق‌الذكر دامنه انتقاد‌گرایی به مباحث اصلی توحیدی یعنی جایگاه خدا ، انسان و شیطان نیز رسید .

قرن‌ها بعد یعنی در سال‌های آغازین قرن بیستم برخی از عناصر فاسد‌‌الاخلاق با اتكا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان «شیطان‌پرستی» را با ویژگی‌هایی همچون گناه‌گرایی، ‌قتل، ‌تجاوزات جنسی، هدم اصول اخلاقی، بی‌توجهی به مسائل توحیدی و ... پایه‌گذاری كردند .

اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده ، لكن استفاده از موسیقی‌های جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن ،‌ تهی‌شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض موجبات گرایش افراد اندكی را به این گروه‌ها فراهم آورد .

نكته حائز اهمیت آن است كه علی‌رغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه‌های شیطان‌پرستی ، آموزه‌ها و تعالیم گمراه‌كننده‌ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی كه در اختیار ایشان توسط قدرت‌های بزرگ سیاسی قرار گرفته ، ‌منتشر شده و می‌شود و این گروه‌ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون های فحشا و فساد شناخته می‌شوند .

سال 1960 را می‌توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان‌پرستان در آمریكا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شیطان‌پرستی كه طی سالیان متمادی باستانی همچون یونان ، عراق ، ‌ایران و ... وجود داشته است . هدف این پژوهش بررسی و مطالعه جریان خاص شیطان‌پرستی مسیحی است كه در سال 1960 میلادی رسماً در كشور آمریكا فعالیت خود را به عنوان یك فرقه و مكتب آغاز كرده‌است.

نكته ضروری نقش قابل توجه یك مامور شناخته شده سازمان مركزی جاسوسی آمریكا در شكل‌گیری جریان مذكور می‌باشد كه طی پژوهش به آن اشاره خواهد شد .

2. شیطان‌پرستی دینی (2)
اگرچه ضروری است كه متذكر شویم اینكه اساساً آیا می‌توان شیطان‌پرستی را دینی خواند ، محل سوال‌های جدی است ، لكن با توجه به اینكه در اغلب كشورها چنین دسته‌بندی ارائه شده است از عنوان « شیطان‌پرستی دینی » عیناً استفاده می‌شود . مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم ، پرستش یك نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می‌باشد . عمده پیروان آن به « خدایان » رم باستان ، ‌الهه‌های شرقی و ... گرایش دارند . (3) اما ركن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاكید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است .

3. شیطان‌پرستی فلسفی
این نوع گرایش عبارت است از اینكه محور و مركز عالم انسان است‌» این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به نام « آنتوان لاوی »(4) نسبت داده می‌شود . این نوع شیطان‌گرایی نیز مانند دو نوع دیگر یعنی دینی و گوتیك از مبنای اعتقادی یهودیت نشات گرفته است .




آشنایی گذرا با « آنتوان لاوی »
نام كامل وی « آنتوان شزاندر لاوی » (Anton Szandor Lavey) و از پدر و مادری یهودی می‌باشد . وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیكاگو آمریكا متولد و به همراه خانواده‌اش به سانفرانسیكو عزیمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن می‌شود . وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقك به یك سیرك می‌پیوندد .

لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس آمریكا به عنوان عكاس جنایی مشغول به كار می‌شود (5) كه تاثیرات عمده‌ای را نیز می‌پذیرد . آنتوان در سال 1952 با « كارول لنسیگ » ازدواج می‌كند اما بنابر دلایلی اعم از عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام « داین هگارتی » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز می‌كند . لاوی یك فرزند نامشروع از هگارتی كه هرگز با وی ازدواج نكرد را به دست می‌آورد .

وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سال‌ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون « مایكل آكینو » (6) برقرار می‌كند . این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریكا در تاریخ 30 آوریل 1966 در حال كه برای جمعی از اعضای حلقه‌های سری « دایره اسرار‌آمیز » با سری تراشیده سخن می‌گفت ، مدعی بنیان‌گذاری « ‌كلیسای شیطان » شد . نامبرده كتابی را تحت عنوان « انجیل شیطان » و كتاب دیگری نیز با نام « آئین ‌پرستش شیطانی » به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام « هالووین » در آمریكا شناخته می‌شود .

4. شیطان‌پرستی گوتیك
این نوع شیطان‌گرایی نیز مانند دو نوعی كه در گذشته اشاره شده نوعی از شر‌پرستی با اشاره به تاریكی و از كثیف‌ترین فرقه انحرافی به حساب می‌آید . در موسیقی متالیكا نیز سبكی به نام گوتیك وجود دارد . كثیف‌ترین اعمال مانند خوردن نوزادان ، ‌تجاوزات جنسی و ... به این گروه نسبت داده می‌شود. (گرچه گفتنی است برای تمام گروه‌های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می‌آید.) میل و درخواست به‌ « برگشت تاریكی » در این شاخه بارز است . همانند اعضای گروه « آكنكار » كه با لباس‌های تیره به غارها و تاریكی‌ها برای فریاد كشیدن پناه می‌برد.



بسترهای شیطان‌پرستی در غرب

1. فلسفه یونانی
یكی از مواردی كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصی تحلیل شیطان‌گرایی از آن بهره‌برداری می‌نمایند، دیدگاه ادیان نسبت به مساله «شیطان» و معرفت خاصی دینی نسبت به این شر مطلق است. در همین رابطه نیز ادعای لاوی در استناد به ذهنیات موهن خود مبنی بر تغییر واژه یونانی (Devil) یا شیطان به devil و انتساب آن به زبان سانسكریت كه آن‌گاه معنای الهه می‌یابد قابل توجه است. در واقع نظریه‌پردازان طریقت گمراهی مذكور دست به مغالطه‌ای می‌زنند و سپس در بستر آن به تبیین نظریاتشان می‌پردازند .

بخش دوم ارتباط شیطانیسم یا فلسفه یونانی نیز در نگاه به اسطوره‌‌ها ، ‌افسانه‌ها و خدایان یونان باستان است. همانطور كه در بخش قبلی نیز اشاره شد از یكسو میل به پرستش كه امر فطری و طبیعی است و از سوی دیگر بنای فكری گروه قابل توجهی از ایشان منجر به آن می‌شود تا از «‌درد بی‌خدایی به خدایان دروغین» پناه ببرند .

2. پروتستانیزم
كلیسای كاتولیك و نهاد مستهلك آن طی 10 قرن فجایع اخلاقی ، ‌عقیدتی ، سیاسی ، ‌اجتماعی و اقتصادی را علیه غرب به راه انداخت . پس از اقدام مارتین لورتر و كالوین در اعلام«خریداری شدن جهنم» جامعه مسیحیان به صورت افسار گسیخته و با جهتی كاملا غیر‌‌دینی رویكردهایی را نسبت به مولفه‌های فوق اتخاذ كردند. باید توجه داشت كه عده‌ای از شیطان‌گرایان نیز قصد دارند كه با ارجاع مستقیم تاریخ تشكیل‌شان به سال 1565 در حقیقت دست به نوعی تاریخ‌سازی بزنند كه فاقد عنصر استناد است.

اما ضروری است یادآور شویم كه ریشه‌ای اولیه این حركت انحرافی به دوران رنسانس یا همان تاریخ ادعایی می‌رسد اما در آن دوره گزارش تاریخی مستندی از شیطان‌گرایی وجود ندارد، بلكه برخی افراد با ادعایی از دل سپردن به شیطان ‌سعی در راه‌اندازی یك حركت انتقادی علیه كلیسا را داشتند و بس. اما اصول شیطان‌پرستی پروتستانی كه به دروغ به آنتوان لاوی منصوب می‌شود شامل موارد ذیل است :

1. شیطان می‌گوید دست و دلبازی كردن به جای خساست.
2. شیطان می‌گوید زندگی دنیوی به جای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
3. شیطان می‌گوید دانش معصوم به جای فریب دادن ریاكارانه خود.
4. شیطان می‌گوید محبت كردن به كسانی كه لیاقت آن را دارند به جای عشق ورزیدن به نمك‌نشناسان.
5. شیطان می‌گوید انتقام و خون‌خواهی كردن به جای برگرداندن صورت [ اشاره به تعالیم مسیحیت كه می‌گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد ،‌آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند].
6. شیطان می‌گوید مسئولیت‌پذیری در مقابل مسئولیت‌‌پذیران به جای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی.
7. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است ، گاهی بهتر ولی عذاب بدتر از آنهایی كه روی چهار پا راه می‌روند ، ‌به دلیل آنكه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفكرانه ، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.
8. شیطان تمام آن چیزهایی كه گناه شناخته می‌شوند ارائه می‌دهد چون كه تمام آنها به یك لذت و خوشنودی فیزیكی ، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
9. شیطان بهترین دوست كلیساست چرا كه در میان تمام این سال‌ها وجود شیطان دلیل ماندگاری كلیساها است.

قوانین فوق و 11 بندی كه در ادامه می‌آید تنها متنی است كه در سال 1490 و در كتاب« ‌پتك جادوگران » ‌در باب شیطان‌پرستی نوشته شده و صرفا ترجمه‌اش آن هم به دروغ به شیطان‌پرستی لاوییان و یا معاصر نسبت داده می‌شود كه نگاه به 11 اصل بعدی علی‌رغم آنكه آشكارا نكات انحرافی نیز دارد ،‌ نشان می‌دهد كه این نوع شیطان‌پرستی یك حركت انتقادی صرف بوده و نمی‌توان میان آن و جریان معاصر رابطه‌ای برقرار كرد:

1. هرگز نظراتت را قبل از آنكه از تو بپرسند بازگو نكن.
2. هرگز مشكلاتت را قبل از آنكه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نكن.
3. وقتی مهمان كسی هستی ، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار كن.
5. هرگز قبل از آنكه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیكی جنسی نده.
6. هرگز چیزی را كه متعلق به تو نیست برندار، مگر آنكه داشتن آن برای كس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای كسب خواسته‌هایت استفاده كرده‌ای به قدرت آن اعتراف كن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی كنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
8. هرگز از چیزی كه نمی‌خواهی در معرض آن باشی شكایت نكن.
9. كودكان را آزار نده.
10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنكه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شكارشان می روی.
11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، كسی را آزار نده، اگر كسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه كه ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش كن.
لازم به ذكر است دلیل پرداختن جدی‌‌تر به این بخش استناداتی است كه شیطان‌پرستان برای دوره‌های تاریخی از آنها بهره می‌برند .

3. معرفت‌شناسی یهودی از شیطان
اگرچه در بخش بعدی به تفضیل در باب رابطه « صهیونیسم و شیطانیسم » سخن به میان خواهیم آورد ، لكن ضروری است صرفا اشاره شود حركت اعتراضی رنسانس و جنبش‌‌ها و گرایش‌های بعدی آن عمیقا تحت تاثیر آموزه‌های یهودیان بوده است . همچنین نفوذ آثار یهودیان ،‌بر روی برخی از رهبران رنسانس در گذشته و نظریه‌پردازان فعلی قابل ملاحظه می‌باشد .

4. افول معنویت
آنگاه كه چراغ عالم افروز معنویت رو به افول نماید، بدیهی است كه انواع و اقسام منحرف‌ترین سراب‌هایی رخ نموده و انسان معاصر را به دام بلا می كشاند . در این محور باید تاكید شود كه تعویض جای معنویت و نقش خداوند با آموزه‌های مستعمل و فرسوده امروزی یكی از علل اصلی شكل‌گیری این گروه‌ها بوده‌است.
باید اشاره كرد كه موسسان شیطان‌گرایی علی‌الخصوص لاوی به صورت جدی تحت تاثیر فلاسفه پوچ‌گرا و بدون معنویتی همچون « نیچه » بوده‌اند .

5. رمانس‌گرایی
رمانس‌‌گرایی در جهان غرب عمدتا با اسطوره‌گرایی در جهان اسلام و یا آئین‌ شرق ارتباط كپی‌گرایانه دارند.
بدین معنا كه غربیان به دلیل احساس نیاز به وجود قهرمان شخصیت‌‌های تخیلی و دروغین با قدرت‌های نیك و بد آفریدند تا خلاء ناشی از عدم حضور اسطوره‌ها را در فرهنگ جبران نمایند. (11) از این منظر میل به قهرمان یك رمانس شدن همیشه در روح و روان و اندیشه انسان غربی وجود دارد آنقدر كه حاضر است برای آن حتی به «شیطان» هم بدل شود .