تبلیغات
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین - شیطان پرستی از نگاه علمای بزرگ دین
 
مبارزه ی جبهه ی اسلام با شیطان پرستی و آیین دروغین
                                                        
درباره وبلاگ

باسلام خدمت شما بازدیدکنندگان عزیز همینطور که همه ی شما میبینید نقش دین و مذهب در جامعه کمرنگ شده و هجوم ادیان و مذاهب دروغین همه روزه دامن گیر جامعه و فرهنگ ما شده امید است با تلاش های شما و کوشش وبلا گ نویسان عزیز فرهنگ ایرانی و اسلام ناب محمدی همچنان پابرجا بماند و تا ظهور مهدی موعود (ع) همه نیز به این مبارزه ادامه دهیم با تشکر
مدیر وبلاگ : حمیدرضا شجاعی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما هدف اصلی این ادیان دروغین چیست؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها





Powered by WebGozar

شیطان را ملامت نکنید!گفتاری از حضرت ایت الله مصباح یزدی

 

همه انبیا معصوم بودند اما درباره بعضى از انبیا تعبیراتى به کار رفته که در عین‌حال که با عصمتشان منافات ندارد اما نشانه اى هست از یک نکته منفى. حضرت آدم على‌نبیناوآله‌وعلیه‌السلام به عقیده ما مسلمان ها به‌ویژه شیعیان، صفى‌الله بود و معصوم و خطایى که مخالف عصمت باشد از او سر نزد، ولى یک امرى که به تعبیر قرآن عصیان نامیده شد نسبت به حضرت آدم داده شده که از آن شجره منهیه تناول کرد. حالا آن درخت چى بود چه خصوصیتى داشت خیلى گفت‌وگوها در این زمینه شده و در حقیقت یک رازى است.

به هرحال شیطان آمد پیش حضرت آدم و حوا و مطالبى گفت که باعث شد آنها مرتکب ترک اولى بشوند که در قرآن عصیان نامیده شده و «عصى‌آدم ربه و...». البته باز تأکید مى کنم که این عصیان مخالف عصمت نیست. جریان این بود شیطان آمد پیش حضرت آدم گفت مى دانید چرا خدا گفته از این درخت نخورید براى این که اگر از این درخت بخورید فرشته مى شوید و عمر جاودانى پیدا مى کنید؛ بعد هم قسم خورد که من خیرخواه شما هستم. حضرت آدم و حوا هم که تا به حال قسم دروغ نشنیده بودند غفلت کردند از آن نهى الهى و باز به احترام اسم خدا حرف او را باور کردند و از آن درخت خوردند.

درباره این‌ ماجرا سخن بسیار است و من به آن مسائلش کار ندارم. این نکته را مى خواهم بیان کنم که شیطان کارش را از کجا شروع کرد؟ با یک دروغ و از همین‌جا شما می‌توانید ماهیت شیطان و شیطنت را درک کنید که اصلاً کار شیطان چیست. تمام کارهاى شیطانى محورش دروغ است. یک داستان قرآنی دیگر را نقل کنم. روز قیامت وقتى حساب همه خلایق رسیده مى شود، شیطان و پیروانش در جهنم جایگزین مى شوند در اینجا مى افتند به جان هم. او مى گوید تقصیر تو بود. آن مى گوید تقصیر تو بود. مستضعفان و ضعفاى جوامع به بزرگ ترها مى گویند که تقصیر شما بود، شما ما را گمراه کردید و به دنبال خودتان کشاندید. آنها مى گویند ما که زورى نداشتیم مى خواستید خودتان نیایید. بالاخره جنگ و دعوا مى شود توى جهنم. آخر سر مى آیند مى گویند همه تقصیرها گردن شیطان است. او بود که همه ما را فریب داد. هم بزرگ ترها را و هم کوچک ترها را. مى افتند به جان شیطان که تو بودى همه ما را گمراه کردى و تو باید بیش‌تر از همه ما عذاب بشوى. شیطان هم با اینها بحث مى کند مى گوید من چه زورى داشتم؟ کارى که من مى کردم این بود که مى گفتم بیایید، شما هم مى آمدید! یک وعده دروغى مى دادم بعدش هم تخلف مى کردم. از من ساخته نبود به وعده ام وفا کنم. شما مى دیدید که وعده هاى من دروغ است باز هم فریب من را مى خوردید تقصیر خودتان بود.

قرآن هم در وصف شیطان مى فرماید: «یعدهم و یُمَنیهم» کار شیطان این است به مردم وعده مى دهد و آرزو در دلشان ایجاد مى کند اما وعده هاى شیطان همه اش فریب است. یک مثل کوچک بزنم. همه ما دوران جوانى را گذرانده ایم. براى ما زیاد پیش آمده که گاهى یک صحنه اى را دیده ایم خیال کردیم خیلى لذت‌بخش است، خیلى فوق‌العاده است. فکر کردیم که اگر آن خواسته اى که نسبت آن موضوع داریم برآورده بشود دیگر غرق در لذت خواهیم شد. منظره اى را مى بینند، صدایى مى شنوند، حرفى مى شنوند آرزو مى کنند که آن برایشان تحقق پیدا کند. وقتى مى رسند بهش مى بینند نه، خبرى نبود. گاهى هم پشیمان مى شوند. این همان وعده شیطان است و تخلفش. مى گوید اگر بیایید دنبال من خیلى لذت ها و سعادت ها نصیبتان مى شود، تجربه مى کنند مى بینند دروغ است فردایش دوباره فریب مى خورند. به دنبال شیطان راه مى افتند مى دوند با سر، یکهو سرشان می‌خورد به سنگ و مى شکافد باز هم به هوش نمى آیند فردا دوباره همین آش است و همین کاسه. این داستان شیطان است و گمراه کردن انسان ها.

امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه مى فرماید: «قد عبد الله سته آلاف سنه لایُدرى اَ مِن سنی الدنیا ام من سنی الاخره» بى‌خود نیست که یک عده آدمیزادها شیطان‌پرست مى شوند. على(ع) مى فرماید شیطان قبل از خلقت آدم شش هزار سال عبادت خدا کرد. بعد اضافه مى فرماید این شش هزار سال معلوم نیست از همین سال‌هاى دنیوى است یا از آن سال‌هاى الهى است که هر روزش هزار سال است. اگر این شش هزار سال از آن سال هاى اخروى و الهى باشد که هر روزش هزار سال است ببینید چقدر مى شود. حالا فرض کنید همین شش هزار سال عادى، یک موجودى شش هزار سال کارش عبادت خدا باشد آن قدر که فرشتگان خیال مى کردند او هم ملک است و در کنار فرشتگان جا مى گرفت.

غیر از این آقاى ابلیس که دار و دسته اى هم دارد از خویش و قوم و بچه هایش اینهایی که قرآن مى فرماید: «انّهُ یراکم هو و قبیله» غیر از اینها قرآن مى فرماید گروهى از شیطان‌های انسی هم داریم؛ آدمیزادهاى شیطان. شیطان تنها منحصر به ابلیس نیست و دار و دسته اش. یک دسته از انسان ها هم هستند که تبدیل به شیطان شده اند. شکل و قیافه انسانى دارند روى دو پا راه مى روند دو تا چشم و دو تا گوش دارند مثل من و شما گاهى قیافه هایشان هم خیلى از ما گیراتر و حق به جانب تر هم هست. این‌ها را قرآن مى فرماید: «شیاطین الانس و الجن». کار اینها هم همان کار جناب ابلیس است. برنامه یکى است. دروغ گفتن، وعده خلاف دادن و عمل نکردن. اگر مى خواهید شما شیاطین انس را شناسایى کنید یا وسوسه هاى شیطانى را تشخیص بدهید که اینها از جانب شیطان است یا نه؟ یکى از علائمش همین است اگر یک وقت احساس کردید که یک تمایلى دروغى در شما ایجاد شده که واقعیت ندارد بفهمید که منشأش شیطانى است. اگر یک وعده دروغى به شما داده شد و بعد دیدید درصدد عمل نیستند یعنی مى گویند براى این که من و شما را دنبال خودشان بکشند این کار شیطانی است.

شما مى توانید در جامعه در بین مردمى که توى این سرزمین زندگى مى کنند یا جاهاى دیگر دنیا بروید و ببینید و این نشانه ها را تطبیق کنید و شیطان هاى واقعى را بشناسید. چرا امام فرمود آمریکا شیطان بزرگ است. این یک حرف بى اساس نبود. ریشه قرآنى دارد. ببینید از تمام اقوامى که در عالم تاریخشان ثبت شده، اوصاف و خصوصیات و منش هایشان در تاریخ آمده، هیچ جامعه و دولتی را پیدا مى کنید که دروغ گوتر از آمریکا باشد. دنیا را پر کرده از این که ما طرفدار حقوق بشر هستیم. هر کسى را مى خواهد زیر یوغ خودش بکشد. شرایط خودش را مى خواهد برای او تحمیل کند. شما در طول تاریخ ببینید هیچ‌کس به اندازه آمریکایى ها حقوق بشر را پایمال کرده‌اند؟ یک نمونه اش کارى است که دربارة فلسطینى ها کردند.

در کشور خودشان هم وضع بهتر نیست. چندى پیش گروهى در آمریکا تشکیل شد که بنا داشتند علیه حکومت فعالیت کنند. آمریکایى ها تلاش کردند که این‌ها را به اصطلاح رام کنند اما نتوانستند. مردم مصممى بودند که تصمیم گرفته بودند با ظلم هاى آمریکا مخالفت کنند. آمدند یکجا همه شان را سوزاندند بعد هم این‌گونه منعکس کردند که اینها یک فرقه مذهبى بودند و عقیده شان این بوده که باید خودکشى کنند. این فرقه مذهبى چطور یکهو سبز شد، معلوم نیست! هیچ جا عقایدشان معلوم نبود. هیچجا دعوتشان معلوم نبود. افکارشان توى یک کشورى که همه اش آزادى و دموکراسى است و هر کسى عقیده و دین و مذهبش را مى گوید، چطور توى هیچ روزنامه اى، هیچ کتابى ننوشته بودند که ما چنین عقیده اى داریم؟ و آداب و رسوممان این است که خودکشى کنیم. فقط گاهى گوشه و کنار اخبارى درز مى کرد که اینها مخالف سیاسى حکومت آمریکا هستند.

به کشورهاى کوچک وعده دادند که اگر با ما همکارى کنید شرایط ما را بپذیرید، کمک هاى اقتصادى و فنى مى کنیم چنین و چنان. وقتى سرمایه هایشان را گرفتند آنچنان گلویشان را فشردند که براى نفس کشیدن هم احتیاج به اجازه پیدا کردند. یکى اش همین همسایه ما کشور عراق، وعده دادند که بر ضد ایران حمله کن ما همه چیز در اختیارت قرار مى دهیم بعد هم شما مى شوى امپراتور عرب! الان در داخل کشور خودشان هواپیماشان از این شهر به آن شهر اختیار ندارد حرکت کند. حالا ممکن است بگویید که این کشور یک جایی سرپیچی کرد، گردنکشی کرد و آمریکا مجازاتشان کرد. ترکیه را چه می فرمایید. ترکیه روزگارى بزرگ ترین کشور اسلامى بود و اگر مقدارى به عقب برگردیم بزرگ ترین امپراتورى جهان بود؛ امپراتورى عثمانى. بعد از این که تجزیه اش و تکه تکه اش کردند و یک لقمه اش ماند به نام ترکیه باز هم یکى از بزرگ ترین کشورهاى اسلامى دنیا بود از نظر سوق‌الجیشى در دنیا بى نظیر است. کشورى است که بخشى از آن در اروپا و بخشى در آسیاست. با چند تا دریاى بزرگ و چند کشور مهم اروپایى ارتباط تنگاتنگ و مرزهاى مشترک دارد و گاهی درآمدش از توریسم از درآمد نفت ما بیش‌تر است. بعد از سقوط رژیم شاه، آمریکا وعده اش داد که اگر با ما همکارى کنى ما تو را امپراتور کشورهاى اسلامى مى کنیم. پایگاه هاى آمریکا از ایران منتقل شد به ترکیه. نقشى را که شاه بازى مى کرد دولت ترکیه به عهده گرفت. در مقابلش چى دادند به ترکیه؟ آن‌چنان ذلیلش کردند که یک چنین دولتى با این ویژگى ها و قدرت ها باید دست گدایى به اسرائیل دراز کند. براى تعمیر تانک هایش باید برود به اسرائیل دریوزگى کند که تانک هایش را اسرائیل تعمیر کند. این وعده اى است که آمریکا مى دهد این هم نتیجه اش. حالا اگر کسانى گول آمریکا را بخورند چه کسی را ملامت کنند؟ آمریکا را ملامت کنند؟ جواب خواهد داد «فلاتلومونى و لوموا انفسکم» مرا ملامت مکنید، خودتان را ملامت کنید.